|
|
|
|
||||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|
||
|
|
بسستنِ پنجره ها نیست هنر درِ نو بگشا گر باهنری |
|
||
|
مواصفات یک شیعۀ علوی |
||||
|
۱- صداقت.
شیعۀ علوی دروغ نمیگوید، زیرا علی هیچ گاه و در هیچ شرایطی و برای هیچ
هدفی دروغ نمیگفت. علی تجسم عینی صداقت و راستی بود. دروغگویی نشانۀ
نفاق است. پیامبر گفته که یکی از نشانه های منافق آن است که دروغ
میگوید. لذا کسی که ادعای شیعه بودن داشته باشد ولی برای هدفی و به
منظوری (هر هدفی و هر منظوری) دروغ بگوید شیعۀ علی نیست. دروغ مصلحت
آمیز به از راست فتنه انگیز نیست. دروغ در همه حال بد است و شیعۀ علی
نباید دروغ بگوید حتی اگر برای مصلحت باشد. |
||||
|
|
||||
|
آنچه که در دفتر حاضر خواهیم خواند مربوط به تشیع صفوی است و حسابش از تشیع علوی جدا است |
||||
|
|
||||
|
|
خاندان صفوی و پدیدۀ قزلباشان |
|
||
|
|
* نگاهی بهپیدایش تصوف پیرپرست دوران
مغول در ایران و اناتولی ** چونکه تحول سرنوشتساز در عقیدۀ مذهبی شیخ جنید تحت تأثیر عقائد افراطی تاتارهای شیعهشده و پیرپرست در اناتولی به وقوع پیوست، سپس همین تاتارها بودند که انحصارًا مریدان شیخ جنید و جانشینانش را تشکیل دادند و به درون ایران مهاجرت کرده تشکیلات قزلباش را به وجود آوردند و در صدد قبضه کردن قدرت سیاسی برآمدند، لازم است که به ماهیت قزلباشان و ریشههای مذهب و عقیدهشان نظری بیفکنیم؛ زیرا بدون شناخت قزلباشان هرگونه مطالعهئی دربارۀ پدیدۀ صفویه ناقص و دُمبریده خواهد ماند ** در هشت سال اقامت در اناتولی دو تغییر عمده در شخصیت شیخ جنید رخ داد: یکی آنکه چون در میان تاتارهای ترکزبان میزیست و عموم مریدانش تاتار بودند، به خاطر خوشامد مریدانش زبان آذری که زبان نژادیش بود را رها کرده ترکزبان شد. دیگر آنکه مذهب شافعی را که مذهب پدر و نیاکانش بود را رها کرده مذهب اهل حق را که به الوهیت امام علی قائل بودند اتخاذ کرد. تغییر مورد اول، او را از نظر ظواهر شخصیتی به یکی از تاتارها تبدیل کرد؛ و تغییر مورد دوم، ویرا رهبری بخشید و تا مقام الوهیت بالا برد؛ و مریدانش عملاً در سلک بندگان او درآمدند که چشم و گوشبسته در فرمانش بودند. او در پایان این هشت سال مردی بود که از همۀ احکام دینی دست شسته بهطور کامل اباحیمذهب شده خود و مریدانش را از انجام فرایض دینی معاف داشته و به نسخۀ دوم شیخ بدرالدین تبدیل شده بود. اما مهترین تحولی که در شخصیت شیخ جنید رخ داد آن بود که بهمریدانش گفت سید از نسل امام علی و از نوادگان موسا ابن جعفر است. از این زمان بود که نسبِ سیادتِ شیخ جنید در اناتولی بر سرِ زبان مریدانش افتاد تا آنگاه که نوادهاش شاه اسماعیل صفوی بهطور رسمی ادعای سیادت و حتی عصمت کرد. |
|
||
|
|
||||
|
|
|
|||
|
تشکیل سلطنت قزلباشان و تسخیر ایران توسط آنها |
|
|||
|
یک وقایعنگار اروپایی در وقایع زمستان ۸۸۰ خبر از ظهور یک پیامبر جدیدی در ایران داده چنین نوشت: «گزارشی بهتاریخ دسامبر ۱۵۰۱ دربارۀ پیغمبر جدید از قول مسافرینی که تازه از ایران برگشتهاند داده شده که دربارۀ صوفی ۱۴ ساله و ادعای پیامبری و خداییِ او و ۴۰ خلیفهاش که اعمال مذهبی را از طرف او انجام میدهند بحث میکند»
یکی از بزرگان
آذربایجان به نزد شاه اسماعیل رفت و به او مشورت داد که اگر بخواهد مردم
تبریز را مجبور کند که مذهب خودشان را رها کرده شیعه شوند شورش خواهند کرد.
شاه اسماعیل چنین پاسخ داد:
یکی
از بازرگانان ونیزی دربارۀ چیرهدستی شاه اسماعیل در عمل لواط، دربارۀ به
یک مورد که خودش شاهد بوده چنین نوشته است: شاه اسماعیل در خلال چند هفته بیش از ۲۰ هزار تن از مردان تبریز را به جرم سنی بودن قتل عام کرد و مساجد تبریز را تبدیل به طویلۀ استران و خران کرد و شکم زنان را درید و جنینهایشان را به جرم سنی بودن بیرون کشید. در اردبیل که همه مردمش سنی بودند هر که نمیخواست شیعه شود خانه اش را بر روی زن و فرزندانش به آتش میکشیدند. |
||||
|
دربارۀ کشتار
همگانی مردم شهر تبس توسط شاه اسماعیل چنین نوشتهاند:
یک بازرگان
ونیزی که همراه کاروان قزلباشان میرفته دربارۀ آنها چنین نوشته است:
دربارۀ خوردن
گوشت لاشۀ دشمنان شاه اسماعیل توسط قزلباشانش، مؤلف جهانگشای خاقان چنین
نوشته است: شاه اسماعیل در هرات دستور داد قبر جامی شاعر نامدار ایران را شکافتند و استخوانهایش را بیرون آوردند و پراکندند. او همۀ فقهای هرات را قتل عام کرد و مولانا تفتازانی که بزرگترین فقیه جهان اسلام بود را قزلباشان به دستور او تکه پاره کردند.
شاه اسماعیل
در بغداد دستور داد ساختمان قبر امام ابوحنیفه را ویران کردند و گور
ابوحنیفه را شکافتند و استخوانهایش را بیرون آورده پراکندند و لاشۀ سگی در
جای ابوحنیفه در ته گور افکندند و گور را تبدیل به مستراح عمومی کردند و
شاه اسماعیل دستور داد که هر که در این گور بریند ۲۵ دینار تبریزی جایزه
خواهد گرفت. یک شاعر قمی این بیت را سرود: در کازرون و فیروز آباد که هیچ کس شیعه نبود پس از یک کشتار همگانی که از مردم کردند حتی سگان و گربه ها را به اتهام سنی بودن قتل عام کردند. |
|
|||
|
|
||||
|
|
|
|||
|
تحریکات قزلباشان در کشور عثمانی و پیآمدهای فاجعهبارِ آن |
|
|||
|
جنگ چال دیران و از دست رفتنِ بخشی از غرب ایران |
|
|||
|
در این گفتار اسباب و عواملی را مورد بررسی
قرار خواهیم داد که به برانگیختن سلطان عثمانی به لشکرکشی به ایران
انجامید. خواهیم دید که قزلباشان در اناتولی به تحریک شاه اسماعیل شورش
همگانی به راه افکندند و برای براندازی سلطنت سنیان و تشکیل سلطنت شیعی
تلاش کردند، شهرها را ویران کردند و مردم را کشتار کردند و حتی یک شهر را
به کلی از صحنه روزگار برافکندند. خواهیم دید که والی دیار بکر که قزلباش
اهل اناتولی بود پیوسته به سلطلان سلیم نامه های اهانت آمیز می نوشت و او
را به جنگ با خودش تحریک می کرد. خواهیم دید که قزلباشان یقین داشتند که
چنانچه بتواتند سلطان سلیم را به جنگ بکشانند برافکندن سلطنت عثمانی حتمی
خواهد بود. و همۀ اینها سبب شد که سلطان سلیم که در آن زمان نیرومندترین
ارتش روزگار را در اختیار داشت تصمیم بگیرد که به ایران لشکر بکشد؛ لشکرکشی
که به شکست افتضاح آمیز قزلباشان و اشغال ارزنجان و دیار بکر و بخشی از
کردستان انجامید. |
|
|||
|
|
||||
|
|
|
|||
|
پیآمدهای فرهنگیاجتماعی ظهور قزلباشان در ایران |
|
|||
|
سازمان و تشکیلات قزلباشان صفوی |
|
|||
|
|
|
|||
|
تدوین
تشیع صفوی توسط ملایانی که از روستاهای جبل عامل لبنان وارد
ایران شدند |
|
|||
|
|
||||
|
انزوان تاریخی ایران، عقبگرد تمدن و فرهنگ ایرانی |
|
|||
|
|
|
|||
|
|
||||
|
|
||||
|
|
|
Iran
Tarikh @ 2001- 2008 , Amir-Hussain
Khunji |